خبرگزاري انتخاب : ميان دو تن از كارشناسان سياسي بحثي «در مورد حق داشتن سلاح هسته اي» در گرفته است كه خبرگزاري «انتخاب» با توجه به سياست هاي خبري-تحليلی خود، مشروح اين مناظره نوشتاري را در اختيار خوانندگان محترم قرار مي دهد.
اسفند 85
نامه
نخست ابراهيم نبوی به داريوش سجادی
جناب
آقای
داریوش سجادی!
با
احترام به شما و تشکر از وب سایت انتخاب که دعوت مرا
به یک
گفتگو از طریق نامه های منتشره از سوی من و شما، پذیرفتید و پذیرفتند،
علاقمندم که موضوع روز کشور را در مورد مقاله ای که شما نوشته اید، یعنی « حق داشتن
سلاح
اتمی برای ایران»، باز کنم تا استدلال های من و شما فراهم آید و برخی از کسانی
که
معتقدند که ایران حق دارد سلاح اتمی داشته باشد و آنان که مخالف این نظر هستند،
وارد
این مباحثه شوند. موضوع مورد نظر من حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای
نیست.
من می خواهم تنها در مورد این موضوع که « آیا داشتن سلاح هسته ای به نفع
ایران
است یا به زیان آن؟» با شما گفتگو کنم. از شما می خواهم که در فرصتی که صلاح
می
دانید به سووالات من پاسخ دهید.
اول:
شما در مقاله ای که در مورد فواید و
زیان
های سلاح اتمی نوشتید، صریحا اعلام کردید که داشتن سلاح اتمی برای ایران ضروری
است.
این در حالی است که مقامات عاليرتبه،مراجع تقليد، سه رئیس جمهور کشور( آقایان
هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد) در هجده سال گذشته، تمام هیات های مذاکره قبلی و کنونی
کشور،
مجلس شورای اسلامی ششم و هفتم و مسوولان سازمان انرژی اتمی ایران، تصریح کرده
اند
که « جمهوری اسلامی ایران هر گونه استفاده از سلاح اتمی را حرام می داند و به
هیچ
وجه قصد تولید و استفاده از سلاح اتمی را ندارد.» آیا دفاع شما از سلاح اتمی در
حال
حاضر و علیرغم نظر تمام مسوولان بلندپایه کشور، به معنی این است که مسوولان
کشور
در سیاست اتمی خود اشتباه می کنند و ایران باید سلاح اتمی تولید کند؟ یا اینکه
ایران
باید اعلام کند که برنامه صلح آمیز هسته ای دارد، اما پس از ایجاد اطمینان به
تولید
سلاح هسته ای بپردازد؟ یا معتقدید که ایران از همین ابتدا باید اعلام کند که
قصد
تولید سلاح هسته ای را دارد و عواقب آن را بپذیرد؟
دوم:
من هیچ بحثی در
اینکه
کدام دولت در ایران حق دارد سلاح اتمی داشته باشد، ندارم. اما این سووال را
از
شما دارم که در شرایط کنونی که ایران متهم است که قصد تولید سلاح هسته ای را
دارد،
و همه طرفداران نظام تا آنجا که من می دانم، تلاش می کنند تا اثبات کنند که
ایران
قصد استفاده نظامی از انرژی هسته ای ندارد، به فرض این که شما بتوانید موفق
بشوید
اثبات کنید که داشتن سلاح هسته ای به نفع کشور ماست، آیا اثبات این موضوع در
شرایط
کنونی کشور به نفع آینده ایران است؟ و اگر همگان بپذیرند که استدلال های شما
درست
است و ایران باید سلاح هسته ای داشته باشد، آیا اعلام صحت نظرات شما موجب زیان
برای
کشور نمی شود؟
من از
شما درخواست می کنم که به این دو سوال من پاسخ
دهید
تا من نیز پس از خواندن پاسخ شما این گفتگو را ادامه دهم.
با
احترام
سید
ابراهیم نبوی
سی
بهمن 1385
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ نخست سجادی به ابراهيم نبوی
جناب آقای ابراهيم نبوی
هر چند مراوده ناخوشآيند اخير اينجانبان! ذائقه کسری از خوانندگان سايت وزين انتخاب را تلخ کرد اما ظاهراً مسئولين محترم سايت انتخاب مستجاب الدعوه هستند که در کانون آن جدال، ضمن يادداشتی صميمانه خطاب به بنده و جنابعالی آرزو کردند:
«چنان مباحثی هر چند با اختلافات شديد و تندترين عبارات آغاز شد، اما آغاز رفاقت و همکاری ديرين باشد»
http://www.tik.ir/display/?ID=31352
البته اميدوارم از اين مباحثه اگر رفاقتی هم نجوشيد لااقل نوری ولو اندک بر ابعاد بحث تابيده شود تا به سهم خود حداقلی از اطلاع رسانی و تنوير افکار عمومی را عهده داری کرده باشيم.
اما بعد
از آنجا که قرار است اين مراوده با ادبياتی بهداشتی و مستمر انجام گيرد و از آنجا که اين مراوده دو جانبه است و صرفاً قرار نيست آقای نبوی پرسشگر باشند و داريوش سجادی پاسخگو، لذا می کوشم ضمن پاسخگوئی به دو پرسش ابتدائی جناب نبوی در ادامه و به سهم خود مستمع! پاسخ های ايشان به چند پرسش خود نيز باشم.
جناب آقای نبوی
از آنجا که جنابعالی در پرسش نخست خود که آن را مستظهر به مواضع رهبری و دولتمردان فعلی و سابق و اسبق ايران نيز کرده ايد، مبنی بر آنکه:
((در حالی آیت الله خامنه ای ... و سه رئیس جمهور کشور( آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد) در هجده سال گذشته، تمام هیات های مذاکره قبلی و کنونی کشور، مجلس شورای اسلامی ششم و هفتم و مسوولان سازمان انرژی اتمی ایران، تصریح کرده اند که «جمهوری اسلامی ایران هر گونه استفاده از سلاح اتمی را حرام می داند و به هیچ وجه قصد تولید و استفاده از سلاح اتمی را ندارد.» آیا دفاع شما از سلاح اتمی در حال حاضر و علی رغم نظر تمام مسئولان بلندپایه کشور، به معنی این است که مسئولان کشور در سیاست اتمی خود اشتباه می کنند و ایران باید سلاح اتمی تولید کند؟))
موظفم در پاسخ به دو نکته اشاره کنم.
نخست آنکه ماهيت پرسش جنابعالی از اساس محل مناقشه است.
مشکل محتوائی پاراگراف مزبور آنست که قبل از سوالی بودن، جمله ای معترضه است!
در واقع جنابعالی به زبان بی زبانی بنده را مخاطب قرار داده ايد که: وقتی عالی رُتبگان کشور مخالف استفاده از سلاح اتمی اند، چه محلی از اعراب دارد که سجادی يا امثال سجادی مخالف چنين سياستی حرکت و موضعگيری کنند؟
البته من مشکل چندانی با اين گزاره ندارم. اما تلخ يا شيرين بايد بپذيريد طراح اين گزاره خود نيز بايد به لوازم آن متعهد باشد.
اگر «تبعيت» ملاک مواجهه شهروندان با مواضع رهبری و رؤسای جمهور و عالی رُتبگان کشور است، مطمئن باشيد در اين معادله جنابعالی بيش از بنده بايد پاسخگو باشيد!
مواضع بنده و جنابعالی مواضع پوشيده ای برای مخاطبان نيست و همين «وضوح مواضع» مؤيد آنست که «سيد ابراهيم نبوی» بيش از «داريوش سجادی» دارای اختلاف موضع با عالی رُتبگان کشور است.
لذا قاعده ای که شما تعريف کرده ايد بيش و پيش از بنده دامن گير خودتان خواهد شد.
گريزی از اين واقعيت نيست که جنابعالی چاره ای نداريد جز آنکه به لوازم قاعده ای که خود تعريف کرده ايد بيش از ديگران متعهد و پايبند بوده و در جميع حوزه ها و احکام و سياست های متخذه عالی رُتبگان کشور، تبعيت و حرف شنوی داشته باشيد.
حال منصفانه قضاوت کنيد چنين تبعيتی در سلوک قلمی جنابعالی مشهود است؟ يا آنکه صرفاً وقتی قرار است سجادی يا امثال سجادی در تنگنای پاسخگوئی قرار گيرند، متهم به عدم تبعيت از عالی رُتبگان کشور می شوند؟
جناب آقای نبوی
هر چند جنابعالی به درستی فرموده ايد: «جميع پايوران عالی رُتبه کشور از رهبر تا روسای جمهور و مسئولين مربوطه هر گونه استفاده از سلاح اتمی را حرام دانسته و به هیچ وجه قصد تولید و استفاده از سلاح اتمی را ندارد» اما اجازه بدهيد تا در اينجا با صراحت و صداقت خدمت تان معروض دارم حتی اگر همه 70 ميليون مردم ايران نيز در کنار رهبر و ديگر مسئولين کشور بر اين موضع ابرام بورزند اين مسئله ارزنی نافی و مُخل و مانع از حق اظهار نظر متفاوت و بعضاً مخالف سجادی يا امثال سجادی در اين خصوص نشده و نمی تواند بشود.
نظر رهبری جمهوری اسلامی در کنار ديگر مسئولين محترم کشور در خصوص سلاح اتمی به غايت پرارزش و قابل احترام بوده و هست اما اين نافی نظر ديگر شهروندان نمی تواند و نبايد باشد.
خصوصاً نظر و موضع شهروندی مانند يک روزنامه نگار عادی که از اساس مواضع اش فاقد کمترين ضمانت اجرا در هرم تصميم گيری حکومت است.
لااقل جنابعالی که سالها دوات قلم خود را در اردوی اصلاح طلبان و آزادی خواهان قلم و انديشه مصرف کرده ايد، نبايد چنين ادعائی را داشته باشيد.
جناب آقای نبوی
در مورد آن بخش از پرسش جنابعالی که فرموده ايد علی رغم نظر صريح مسئولين کشور مبنی بر حُرمت استفاده از سلاح اتمی، آيا اينجانب قائل به آن بوده که
مسوولان در سیاست اتمی خود اشتباه کرده و ایران باید سلاح اتمی تولید کند؟
اجازه می خواهم متقابلاً از جنابعالی بپرسم اينجانب در کجای مقاله ام «خلاف نظر مسئولين» قائل به استفاده از سلاح اتمی بوده ام؟
تصادفاً مواضع مسئولين تا نيمی از راه با موضع اينجانب و ديگر کسانی که قائل به برخورداری ايران از سلاح اتمی اند، هم جهت است. چرا که صريحاً در مقاله مورد استناد شما سلاح اتمی با اتکای بر استراتژی های بازدارندگی جميع آکادمی های معتبر علوم سياسی، سلاحی تدافعی تعريف شده که هدف از داشتن آن بازدارندگی است و نه استفاده (توضيح مفصل را در همان مقاله داده ام)
در مواضعی هم که جنابعالی از جانب رهبری و مسئولين نظام کد داده ايد، انگشت تاکيد بر عدم استفاده از سلاح اتمی گذارده شده که تصور نمی کنم اين بخش از مواضع مسئولين کشور منافاتی با ادعای اينجانب مبنی بر ضرورت برخورداری ايران از سلاح اتمی داشته باشد.
نه اينجانب قائل به استفاده از سلاح اتمی در مناقشات بين الدولی بوده و هستم و نه چنين چيزی را در مواضع مسئولين ديده ام و نه اين سلاح اساساً ماهيت عملياتی را ندارد.
جناب آقای نبوی
اينکه در انتها پرسيده ايد:
«به فرض این که شما بتوانید اثبات کنید داشتن سلاح هسته ای به نفع کشور است، آیا اثبات این موضوع در شرایط کنونی به نفع آینده ایران است؟»
در پاسخ بايد خدمت تان معروض دارم که اينجانب پاسخ خود به اين پرسش را بصورت مفصل در همان مقاله «فوائد و مضار سلاح اتمی» مطرح کرده ام، لذا در اينجا فقط تکرار می کنم که:
بله!
بر اساس صغرای و کبرائی که در آن مقاله ترسيم کرده ام معتقدم برخورداری ايران از سلاح اتمی به نفع ايران است.
برادر بزرگوار
اينجانب بيش از يک هفته چشم های خود را مقابل مانيتور کامپيوتر خسته کرده و ده ها مطلب و ادله و استناد را جمع آوری در قالب يک مقاله مفصل بمنظور اثبات مفيد بودن سلاح اتمی در استراتژی بازدارندگی ايران به خوانندگان ارائه کرده ام، حال جنابعالی مجدد از بنده می پرسيد:
آيا داشتن سلاح اتمی به نفع ايران است؟
لااقل يک بار و کامل مقاله مزبور را مطالعه می فرموديد تا اکنون بهتر و عميق تر بتوانيم با يکديگر محاجّه کنيم.
چنانچه در آن مقاله دقت کنيد، گرانيگاه بحث متمرکز بر عنصر «امنيت» است که به زعم نويسنده سلاح اتمی می تواند ضامن امنيت کشور باشد.
اين گزاره می تواند برخوردار از صدق يا کذب باشد. بنده ابرام و اصراری لجوجانه بر اين گزاره ندارم. قطعاً چنانچه مبانی چنين ادعائی با گزاره يا گزاره هائی مستدل تر و منطقی تر نفی شود، اينجانب شهامت و شجاعت آن را دارم تا صادقانه مواضع خود را پس گرفته يا اصلاح نمايم. گذشته از آنکه معتقدم چنين پس گرفتنی چندان شجاعتی هم نمی خواهد و موضوعی کاملاً عادی است.
لذا تلقی و توقع اوليه ام از جنابعالی با توجه به پيش قدمی تان در فتح باب اين مراوده آن بود که قرار است ادعاها و استدلالات مطروحه در بحث مزبور مورد کنکاش و نقد قرار گيرد.
در اين خصوص هم که فرموده ايد:
«اگر همگان بپذیرند که استدلال های شما درست است و ایران باید سلاح هسته ای داشته باشد، آیا اعلام صحت نظرات شما موجب زیان برای کشور نمی شود؟»
مايلم خدمت تان معروض دارم شما چندان دلنگران خُسران کشور از ناحيه مواضع اينجانب نباشيد!
نه ايران و مُقـّدرات ايران آنقدر کوچک است که با مواضع يک روزنامه نگار در اين سوی دنيا به خطر بيفتد و نه داريوش سجادی به آن اندازه بزرگ است که انتشار مواضع اش بر هم زننده معادلات جهانی بر عليه ايران شود.
همانطور که در بند نخست اين مطلب اشاره کردم: من و شما در کنار ديگر شهروندان ايرانی به يک اندازه حق شهروندی داشته و داريم و احدی نمی تواند ما را در استفاده از اين حق محروم کند. همچنانکه به همان اندازه هم فقط حق داريم و نه بيشتر. لذا مطمئن باشيد مواضع داريوش سجادی، صرفاً مواضع يک شهروند از ميان 70 ميليون شهروند ديگر است که تصادفاً فاقد کمترين ضمانت اجرا نيز هست. بر همين مبنا ايمان داشته باشيد بيان نقطه نظرات يک شهروند ولو آنکه در تضاد صدر در صدی با مواضع حکومت نيز باشد به اعتبار فقد عنصر قدرت کمترين جای نگرانی برای آقای ابراهيم نبوی و ديگران نداشته و تنها يک نظر کارشناسی در کنار ديگر آراء کارشناسی است.
در پاسخ به پرسش پايانی جنابعالی مبنی بر آنکه آيا اعلام صحت نظر اينجانب(برخورداری ايران از سلاح اتمی) موجب زيان برای کشور نمی شود؟
مايلم پرسش جنابعالی را به اين صورت اصلاح کنم که برخورداری ايران از سلاح اتمی شايد پرهزينه باشد اما قطعاً متضمن زيان نيست.
طبيعی است با توجه به مخالفت جدی غرب با برخورداری ايران از سلاح اتمی، راه حصول به آن برای ايران سخت و پرهزينه است، اما سختی و هزينه زا بودن آن نافی انصراف از آن نمی تواند باشد.
گذشته از آن نگاهی به آخرين آمار امضا کنندگان فراخوان جنابعالی جهت «توقف غنی سازی توسط دولتمردان ايران» بياندازيد:
http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=364610f2-c3d4-4467-90cf-40748dc72579
تا اين تاريخ تنها 425 نفر زحمت امضای آن را کشيده اند!
دقت می کنيد. تنها 425 نفر!
حال اعتراف می کنيد وقتی شهروندان مطمح نظر جنابعالی بنا به هر دليلی حتی حاضر به پرداخت هزينه ای چنين قليل برای توقف غنی سازی اورانيوم نيستند، چرا دولتمردان ايران را نبايد در ترجيح راه تاکنون طی شده شان مُحق دانست و فهم کرد؟
طبعاً يک ملت نمی تواند بدون پرداخت هزينه چشم انتظار تامين مطالبات و خواست های مشروع خود باشد.
گذشته از آنکه به زعم اينجانب دولتمردان ايران می توانستند بحث برخورداری ايران از سلاح اتمی را نه بعنوان يک استراتژی بلکه در مقام يک تاکتيک وارد مجادلات خود با غرب در پرونده اتمی کرده تا چنانچه زمانی به صرافت مذاکره و دادن امتياز به غرب برای حصول به تفاهم می رسيدند، بجای تعليق غنی سازی اورانيوم، اصل برخورداری از سلاح اتمی را در مقابل تضمين های امنيتی به ايشان واگذار می کردند.
طبعاً می پذيريد چنانچه ايران سقف مطالبات خود در پرونده اتمی را بر روی 100 می بست براحتی و کم هزينه تر می توانست مخالفانش را به دادن امتياز بر روی 90 قانع سازد.
طرفه آنکه همين امروز نيز (دو شنبه 19 فوريه 2007 )مشاهده کردم محمد البرادعی از غرب گلايه کرده که نمی توان ايران را در محاصره سلاح اتمی قرار داد و بدون دادن تضمين امنيتی از آن تعليق غنی سازی اورانيوم را مطالبه کرد.
سرکار خانم شيرين عبادی نيز در همين روز بر نکته بغايت درستی اشاره کردند و آن نسبت مستقيم فقر با افزايش بودجه نظامی کشورها از جمله ايران بود.
اين نکته ای بود که اينجانب نيز در مقاله «فوائد و مضار سلاح اتمی» به آن اشاره کرده ام و قطعاً جنابعالی نيز بر آن صحه می گذاريد که وقتی کشوری را بصورتی مستمر در معرض تهديد و خطر ناامنی دائمی قرار دهيد، طبعاً سرمايه های يک کشور قبل از تامين مطالبات مشروع شهروندی اعم از بهداشت و درمان و رفاه و آزادی های سياسی و اجتماعی، نيل به افزايش توان نظامی بمنظور مرتفع کردن خطر خارجی می کند.
(در اين مورد در مقاله مزبور به تفصيل صحبت شده)
جناب آقای نبوی
اميدوارم پاسخ ها کفايت کرده و فاقد تندی نسبت به جنابعالی باشد. اما همانطور که در ابتدا گفتم اينجانب نيز مايلم به سهم خود و در همين رابطه چند پرسش از محضرتان داشته باشم.
موجب کمال امتنان و مزيد تشکر است تا جنابعالی نيز در صورت صلاحديد پرسش های اينجانب را پاسخگو باشيد.
جنابعالی اخيراً در پاسخ به ايميل يکی از خوانندگان فراخوان تان (توقف غنی سازی توسط دولتمردان ايران) در توجيه دلائل اعتقادتان بر بی صلاحيتی ايران در فعاليت هسته ای خطاب به ايشان فرموده ايد:
«من با فعالیت های هسته ای برای به دست آوردن انرژی توسط دولت کنونی ایران و در حال حاضر مخالفم. چرا که براساس آنچه می دانم تولید انرژی هسته ای به سیستمی بسیار پیچیده نیازمند است و برای اداره آن باید یک سیستم کاملا مطمئن و با دقت و نظارت فنی بالا داشت. از نظر من، با توجه به سیستم اداره بسیار غلط انرژی های آسانی مانند نفت و گاز در حال حاضر و الگوی مصرف نادرست و روش مصرف ناامن این انرژی ها، که هر سال باعث تلفات بسیار بالای جانی و مالی می شود، در شرایط حاضر سیستم مطمئنی برای تولید انرژی هسته ای وجود ندارد. اگر بنا باشد سیستم تولید انرژی هسته ای در کشور ما فعال شود، قطعا باید یک گروه مسوول و دقیق و مطمئن این کار را بکند و در حال حاضر چنین گروهی با شیوه اداره دولت کنونی وجود ندارد»
جناب آقای نبوی
متاسفم که چنين پاسخ و استدلالی قرينه نزديکی با سخنان تيمسار رزم آرا در کانون تحولات ملی کردن صنعت نفت مرحوم مصدق را القا به ذهن کرد و می کند که در توجيه مخالفت اش با ملی کردن صنعت نفت می گفت:
«ايرانی ها حتی صلاحيت ساختن يک لولهنگ را هم ندارند»!
جناب آقای نبوی
سياست عرصه مناسبی برای آغشته و لحاظ کردن احساسات و عواطف با تحليل های سياسی نيست.
من بخوبی از ميزان کراهت جنابعالی با رئيس جمهور فعلی ايران مطلعم. البته اين چيزی نيست که جنابعالی نيز بخواهيد يا خواسته باشيد آن را کتمان کنيد.
طُرفه آنکه اينجانب نيز شخصاً با جناب آقای احمدی نژاد اختلاف نظر داشته و دارم و بتناوب و در موضوعات مختلف به آنها اشاره کرده ام.
اما تفاوت در اينجاست که معتقدم نمی توان و نبايد عرصه سياست و تحليل سياسی را آغشته به حُب و بغض ها و نفرت و شيدائی ها کرد. آن هم عشق و نفرتی که خاستگاهی طبعی دارد.
جناب آقای نبوی
هر چند حکيم عُمر خيام و ظاهراً جنابعالی معتقد و معترض بوده و هستيد که:
دارنده چو ترکيب طبايع آراست
از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست؟
اما به اين نکته متفطن نيستيد که ارزش گذاری انسان بر طبايع که تصادفاً انسان در خلق شان کمترين نقشی نيز ندارد، از اساس ناصواب است.
ظاهراً و بنا به مطالب متعدد و منتشره جنابعالی، شخص رئيس جمهور فعلی ايران صرف نظر از بواطن به صفت ظاهر نيز از يک کراهت ذاتی نزد جنابعالی برخوردار است و همين کراهت ذاتی و نفرت شديد مانع از آن شده تا بتوانيد با منطقی مستدل تر اقدام به نقد و تحليل مواضع وی و متحدانش کنيد.
جناب آقای نبوی
عرصه سياست، عرصه مُد و مزون لباس و پری رويان نيست که بتوان «جمال منظر» را شرط «حظ نظر» ناظر قرار داد.
در عرصه سياست قبل از زيبائی جمال، استحکام بيان و استدلال حرف اول را می زند.
توجه جنابعالی را به مصاحبه سال گذشته آقای احمدی نژاد در نيويورک جلب می کنم که وقتی مواجه با اين جمله معترضه خبرنگار شد که:
ظاهر شما به يک رئيس جمهور نمی خورد در پاسخ گفت:
اگر ظاهر من به رئيس جمهور بودن نمی خورد به نوکری مردم که می خورد!
جناب آقای نبوی
هر اندازه جنابعالی از چنين پاسخی روی تُرش کنيد اما واقعيت آن است آن طبقه ای که احمدی نژاد را بر تارک اقبال خود در انتخابات رياست جمهوری نشاندند تصادفاً شيفته چنين پاسخ و ادبياتی بوده و هستند و احمدی نژاد هشيارانه تامين منويات و تشفيات و مطالبات ايشان را مُرجح بر مطالبات شيک و مبادی آدابانه بنده و جنابعالی و ديگران قرار داده اند.
در مقام تمثيل قطعاً جنابعالی نيز با اينجانب موافقيد که به صفت ظاهر يکی از کريه المنظر ترين رؤسای جمهور آمريکا «آبراهام لينکلن» بوده و هست که تصادفاً در کارنامه خود نيز يکی از خون ريز ترين رؤسای جمهور آمريکاست که در جنگ های شمال و جنوب مجموعاً بيش از 700 هزار نفر هم وطنان آمريکائی اش را به کشتن داد.
اما جالب اينجاست که همين آبراهام لينکلن يکی از محبوب ترين رؤسای جمهور ايالات متحده است چرا که آمريکائيان در نقد عملکرد وی خود را از تعلقات بصری رهانيده و به کارنامه عملی ايشان نظر داشته و دارند.
حتماً خواهيد گفت احمدی نژاد در عرصه نظر و عمل نيز قابل دفاع نيست که در اين صورت بنده نيز با شما تا حدود زيادی هم رای هستم اما تفاوت در اينجاست که همان بغض و کينه و نفرت ذاتی جنابعالی از شمّای ايشان مانع از آن شده و می شود تا بتوانيد با تامل و تعمقی غير احساسی ايشان و سياست های ايشان را نقد کنيد لذا نتيجه آن می شود تا امروز همچون «رزم آرا» کليت توان علمی و تکنولوژيکی بدنه کارشناسی کشور را صرفاً بخاطر تنفر از احمدی نژاد زير سوال ببريد.
جناب آقای نبوی
پروژه هسته ای کشور کليتی است که تعلق به دو سالی که احمدی نژاد بر سر کار آمده، ندارد.
اين پروژه محصول سالها ممارست و توان کارشناسی متخصصين داخلی بوده که اتفاقاً بخش عمده بالندگی خود را در دوران رياست جمهوری کسانی گذرانده که مورد وثوق بنده و جنابعالی اند.
اکنون ناخواسته اين سوال را بايد پاسخ بگوئيد که چه اتفاقی افتاد که «سيد ابراهيم نبوی» تا زمان زمامداری آقايان هاشمی و خاتمی هرگز مدعی بی صلاحيتی بدنه کارشناسی کشور در مديريت بهينه پروژه انرژی هسته ای ايران نبود و ناگهان امروز به صرافت عدم کفايت ايران در برخورداری بهداشتی از انرژی اتمی افتاده.
قطعاً می پذيريد مسئوليت اداره بهداشتی و بهينه نيروگاه اتمی هيچ دخلی به روسای جمهور اعم از اصلاح طلب يا محافظه کار نداشته و يک مسئوليت صدر در صد تخصصی و کارشناسانه است.
جناب آقای نبوی